خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

457

نهج البلاغة ( فارسي )

187 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) او را به رسالت فرستاد ، در زمانى كه ، هيچ نشانه اى برپا نبود و هيچ چراغى نمىتابيد و هيچ راه روشنى پيش پاى مردم نبود . اى بندگان خدا ، شما را به ترس از خدا سفارش مىكنم . از دنيا برحذر مىدارم ، كه دنيا سراى رخت بربستن است و جايگاه تيره شدن عيشهاست . ساكن آن همواره مهياى سفر است و آنكه در آن ، جاى گرم كرده ، آمادهء جدايى . دنيا اهل خود را پيوسته مىجنباند ، چونان سفينه اى كه در لجه‌هاى دريا دستخوش طوفان گردد . پاره اى غرقه شوند و بميرند و برخى بر روى امواج از مرگ برهند و باد ، با وزش خود آنان را اين سو و آن سو برد و گرفتار وحشت و هراس گرداند . از آن ميان ، آنكه هلاكشده ، بازش نتوان يافت و آنكه رهايى يافته ، باز هم رهسپار مرگ است . اى بندگان خدا ، اكنون دست به كارى زنيد ، كه زبانها باز است و تنها درست و اعضاى بدن در فرمان است و جاى بازگشت گشاده است و جولانگاه ، پهناور است . پيش از آنكه فرصت فوت شود و مرگ فرا رسد ، فرا رسيدن مرگ را مسلم داريد و آن را آمده انگاريد و انتظارش مبريد . 188 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) از اصحاب محمد ( صلى الله عليه و آله ) آنان كه حافظان دين و رازداران او هستند ، مىدانند ، كه هرگز از فرمان خدا و پيامبرش سر برنتافته‌ام . و پيامبرش را به جان و دل يارى كرده‌ام ، آنجا كه پهلوانان واپس مىنشستند و گامها از پيش تاختن در مىماندند . و اين شجاعتى بود كه خدا مرا به آن گرامى داشته بود . رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) جان تسليم كرد و سرش بر سينهء من بود . جانش بر كف دست من جارى شد و من آن را بر چهرهء خود كشيدم ، غسل دادنش را عهده دار شدم و ملايكه ياران من بودند . سراى و بيرون سراى پر از ناله و زارى و ملايكه بود .